سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
306
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
پدر و مادر معيّن شده يك سدس علاوه بر آن به آنها رسيده باشد . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود اين است كه چون پدر و مادر طبقه اوّل و اجداد از طبقه دوّم مىباشند لاجرم با بودن ابوين ميّت يا يكى از ايندو نوبت به اجداد نمىرسد چنانچه با وجود افرادى كه در مرتبه ابوين بوده و از طبقه اوّل محسوب مىشوند همچون اولاد ميّت اجداد از ارث محروم هستند . و اين مسئله اجماعى و اتفاقى است و اختلافى از كسى در آن وجود نداشته مگر از ابن جنيد در برخى از موارد . ولى در عين حال براى پدر و مادر ميّت مستحب است نصيبى به ابوين خود كه جدّ و جدّه ميّت محسوب ميشوند بدهند به شرطى كه ارث رسيده شده به آنها به مقدار يك ششم ما ترك از سدسى كه بعنوان فريضه در صورت اجتماعشان با فرزند ميّت برايشان معيّن گرديده بيشتر باشد لذا در چنين صورتى مستحب است كه ايشان سدس زائد را بعنوان طعمه و نصيب به پدر و مادر خويش اعطاء كنند . ناگفته نماند اگر مبلغ زائد از سدس بيش از يك ششم نيز اگر بود باز مستحب است تنها همان مبلغ سدس را اطعام نمايند نه مجموع زائد را . قوله : مع الابوين : يعنى ابوين ميّت . قوله : و لامع احدهما : يعنى احد الابوين . قوله : و لا مع من هو فى مرتبتهما : يعنى فى مرتبة الابوين . قوله : و هو موضع وفاق : ضمير [ هو ] به عدم ارث اجداد با ابوين است .